لغت نامه دهخدا
شوریده رایی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شوریده رای:
همی ترسید کز شوریده رایی
کند ناموس عدلش بی وفایی.نظامی.
شوریده رایی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شوریده رای:
همی ترسید کز شوریده رایی
کند ناموس عدلش بی وفایی.نظامی.
حالت و چگونگی شوریده رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر یک گفت در بغداد دیدم چنین سرگشته ی شوریده رایی