شور دادن

لغت نامه دهخدا

شور دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در لهجه خراسانی، بهم زدن. زیرو رو کردن: شورش مده غجمه میره. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در لهجه خراسانی بهم زدن و زیر و رو کردن

جمله سازی با شور دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو دمه را كم كم تند كرده و به شور تبديل مى نمايند و اين قسمت نيز با شور دادن ونشستن خاتمه مى يابد. همچنين مى توان بعد از روضه، در مجالس كوتاه و محدود، يكدودمه داد و براى عزادارى با همان، چند لحظه اى به سينه زد. همچنين در مجالس دعا وزيارات كه مجالى براى سينه زنى مفصل وجود ندارد، مى توان اين كار را كرد.

💡 اگر خواستيد مجلس طولانى نشود مى توانيد نوحه را نشسته خوانده و جواب بگيريد و درآخر آن جواب دم را به شور تبديل كرده و بعد از شور دادن مجلس را تمام نمائيد.

💡 زمينه هائى كه همراه با جواب هاى كوتاه يك كلمه اى هستند مانند (فاطمه يا فاطمه )، بادودمه دادن يا شور دادن و يا تند كردن همان يك ذكر به اتمام مى رسد، و چنانچه مستمعحال جواب دادن را ندارد، بهتر است زمينه را با يك ذكر مصيبت بسيار مختصر، با ملايمت،تمام كرده و مستمع را آماده نوحه نمائيم.

💡 نكته اى كه در شور دادن وجود دارد اين است كه مداح بايد قبلاً آن را اجرا كرده و ياحداقل با تمرين، مسلّط بر آن باشد تا در اثناى آن بهمشكل بر نخورد و ((گير)) ننمايد. بايد طورى با كلمات آن ماءنوس باشد كه احتياج بهفكر كردن به ذكر بعدى و يا خواندن از روى نوشته نداشته باشد.