حسن سیاح

لغت نامه دهخدا

حسن سیاح. [ ح َ س َ ن ِ س َی ْ یا ] ( اِخ ) نام ولی اﷲ. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و شاید تصحیف صباح باشد.

فرهنگ فارسی

نام ولی الله و شاید تصحیف صباح باشد

جمله سازی با حسن سیاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو چشم ترک خطا را چه ننگ از تنگی چه عار دارد سیاح جان از این عوری

💡 و مصطفی (ص) بدین معنی اشارت کرده که: روزگاری بمردم درآید که دین دینداران بسلامت نماند، تا از خلق نفرت نگیرند. بسان سیاحان بینی ایشان را از خلق گریزان، گه در کوه گه در بیابان:

💡 نبوده مثل تو مساح در بلاد و دیار نبوده مثل تو سیاح در شتاب و عتاب

💡 ایوان پاپانین (روسی: Иван Дмитриевич Папанин؛ ۲۶ نوامبر ۱۸۹۴ – ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۸۶) یک سیاح و نویسنده اهل اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی بود.

💡 سیر ایشان خسته کرده پای سیاحان عرش لفظ ایشان بسته دست خازنان ذوالمنن

💡 شاهزاده آلکسی دیمیتریویچ سالتیکوف (۱۸۵۹–۱۸۰۶) هنرمند و سیاح روسی که به ایران ایران و هند سفر کرد بود. او نوه شاهزاده نیکولای سالتیکوف بود.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز