شهر زر

لغت نامه دهخدا

شهر زر. [ ش َ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) این کلمه در این بیت خاقانی آمده است:
شهر زر و تخت طاقدیس خسان را
باز مرا جفت کین نوای صفاهان.
و بقرینه تخت طاقدیس و کین نوای صفاهان که همه اسامی الحان مختلفه موسیقی است باید آن نیز نام لحنی از موسیقی باشد ولی در فرهنگهای معموله عجالتاًنیافتم. ( یادداشتهای قزوینی ج 5 ص 232 ).

جمله سازی با شهر زر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون پریزاد ابرها بال و پر رحمت گشود بوستان شد شهر زرین سلیمان از خزان

💡 زرین یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر زرین استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، گرانیت است.

💡 کلوته اشرفو یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر زرین استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، باریت است.

💡 به شهر زر چو رفت آن سیم پیکر شد از اکسیر غم بر گونۀ زر

💡 مزرعه حاجی حسن ۱ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر زرین استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.

💡 افسانه‌ها و داستان‌های قدیمی همیشه درباره سفرهایی هیجان‌انگیز به سوی شهرهای افسانه‌ای مانند شهر زر روایت می‌کنند که گنج‌های بی‌شماری در دل خود دارند.

💡 شاعر در این بیت با استفاده از استعاره شهر زر، قصد داشت شکوه و عظمت پادشاهی را که از ثروت و جلال فراوانی برخوردار بود، توصیف کند.

💡 در برخی از اسطوره‌های باستانی، شهر زر نمادی از رفاه مطلق و سعادت بی‌کرانی است که تنها در رویاهای انسان‌های ساده‌دل و ماجراجو یافت می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران