لغت نامه دهخدا
قرص زر. [ ق ُ ص ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است در محل غروب. ( آنندراج ). رجوع به قرصه زر شود.
قرص زر. [ ق ُ ص ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است در محل غروب. ( آنندراج ). رجوع به قرصه زر شود.
کنایه از آفتاب است در محل غروب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میشود خصم تو محتاج به نانی آخر قرص زر باشد اگر خیمهٔ او را کوماج
💡 گونه قرص زر مهر ز رأی تو بود بر محک ار زخرد هیچ عیارش باشد
💡 ای سرمه چشم اختران خاک درت قرص زر آفتاب طرف کمرت
💡 سلطان فلک بنده ی دربان تو باد قرص زر او ریزه ئی از خوان تو باد