لغت نامه دهخدا
شهادتگه. [ ش َ دَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف شهادت گاه. محل شهادت. قتلگاه:
در شهادتگه عشق است رسیدن مشکل
خاقنی راه چنان نیست که آسان برسم.خاقانی.
شهادتگه. [ ش َ دَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف شهادت گاه. محل شهادت. قتلگاه:
در شهادتگه عشق است رسیدن مشکل
خاقنی راه چنان نیست که آسان برسم.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهادتگه عشقست تقاضایی کن تیغ بیکار نشستهست تمنایی کن
💡 نیست ممکن دلش از کشتن ما داغ شود که شهادتگه ما لاله ستان است او را