شهادت گفتن

مترادف‌ها

گواهی دادن، شهادت دادن

متضادها

انکار کردن، تکذیب کردن

لغت نامه دهخدا

شهادت گفتن. [ ش َ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) گفتن «لااله الا اﷲ» گاه ِ مرگ. ( یادداشت مؤلف ).
- شهادت خود را گفتن؛ گاه ِ مرگ گفتن لااله الا اﷲ. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گفتن لا اله الا الله گاه مرگ

جمله سازی با شهادت گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از میان مشت او هر پاره سنگ در شهادت گفتن آمد بی درنگ

💡 شهادت گفتن آن باشد که هم ز اول در آشامی همه دریای هستی را بدان حرف نهنگ آسا

💡 شهادت گفتن آن باشد که هم زاول در آشامی همه دریای هستی را بدان حرف نهنگ آسا

💡 آن فساد و تباهی که از راستی و پاکی دور است چیست؟ گفت: کفر ورزیدن و حق بپوشیدن. گفتم: «ما الوفاء» وفا چیست و مرد وفادار کیست؟ قال: «شهادة ان لا اله الا اللَّه» گفت: کلمه شهادت گفتن و بر ایمان و توحید و اخلاص مستقیم بودن.

💡 آن شاهد عینی که در صحنه حادثه حضور داشت، با دقت و صداقت تمام در جلسه دادگاه شروع به شهادت گفتن در مورد آنچه دیده بود کرد.

💡 در بسیاری از فرهنگ‌ها، شهادت گفتن بر حق و ایستادگی در برابر ظلم، نشانه‌ای از شجاعت و اصالت شخصیت یک انسان در شرایط دشوار است.

💡 وکیل مدافع از موکل خود خواست تا هنگام شهادت گفتن در جلسه محاکمه، تنها بر واقعیت‌های موجود تمرکز کند و از هرگونه ادعای بی‌پایه پرهیز نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران