خداحافظ کردن

لغت نامه دهخدا

خداحافظ کردن. [ خ ُ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدرود گفتن. وداع کردن. ( از ناظم الاطباء ) خدانگهدار گفتن. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بدرود گفن وداع کردن

جمله سازی با خداحافظ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک شب، شوکو خواب می‌بیند که شویا دارد با او خداحافظی می‌کند. شویا از کما بیدار می‌شود و به طرف پل می‌رود و شوکو را گریان می‌یابد. او برای اینکه شوکو را قلدری کرده از او معذرت خواهی می‌کند و به او می‌گوید که نباید خودش را مقصر اتفاقات بد زندگی‌اش بداند. شویا همچنین اعتراف می‌کند که می‌خواست خودکشی کند اما تصمیم گرفته اینکار را نکند و از شوکو هم می‌خواهد که به زندگی کردن ادامه دهد، که شوکو هم قبول می‌کند.

💡 پس از سریال بزنگاه عطاران از تلویزیون خداحافظی کرد. او پس از آن خداحافظی تنها یکی دوبار در نقش مشاور به مجید صالحی و سعید آقاخانی کمک کرده‌است. عطاران همچنین یک بار مهمان برنامه تلویزیونی گپ به کارگردانی رامبد جوان شد که این برنامه از شبکه آی فیلم پخش شد. او در این برنامه از چگونگی زندگی اش، بازیگری، نحوه کار کردن و ازدواجش صحبت کرد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز