شه موبد

لغت نامه دهخدا

شه موبد. [ ش َه ْب َ ] ( اِخ ) شاه موبد. پادشاه افسانه یی ایران و یکی از اشخاص منظومه ویس و رامین. ( فرهنگ فارسی معین ).
شه موبد. [ ش َه ْ ب َ ] ( اِخ ) ( قلعه شه موبد یا شاه موبد ) قلعه ای در شیراز قدیم: و اندر وی [ در شیراز ] یکی قهندز است قدیم سخت استوار و آنرا قلعه شه موبد خوانند. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

( دژ قلعه ) قلعه ای در شیراز قدیم: [ واندروی ( شیراز ) یکی قهندز است قدیم سخت استوار و آن را قلعه شه موبد خوانند.] ( حدود العالم ۷۷ ).

فرهنگ اسم ها

اسم: شه موبد (پسر) (فارسی)
معنی: شاه موبد

جمله سازی با شه موبد

💡 چنین داستان زد شه موبدان که پیروز یزدان بود جاودان