شناسندگان

لغت نامه دهخدا

شناسندگان. [ ش ِ س َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ شناسنده. آگاهان و دانایان و عارفان. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از عرفاست. ( یادداشت مؤلف ):
شحنه غوغای هراسندگان
چشمه تدبیر شناسندگان.نظامی.شناسندگان برگرفتند ساز
ز دور فلک بازجستند راز.نظامی.ولی چه فایده از گردش زمانه نفیر
نکرده اند شناسندگان ز حق فریاد.سعدی.

جمله سازی با شناسندگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هراسندگان را بدو صد امید شناسندگان را ازو صد نوید

💡 شادی به روزگار شناسندگان مست جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست

💡 شادی به روزگار شناسندگان راز جان‌ها فدای مقدم مردان پاک‌باز

💡 ملک را شناسندگان جهان به اطراف در، آشکار و نهان

💡 شناسندگان برگرفتند ساز ز دور فلک باز جستند راز

💡 حجت کوری بود، نزد شناسندگان لعل و خزف ریزه را، همسر هم داشتن

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز