لغت نامه دهخدا
شمعان. [ ش َ ] ( اِخ ) مؤمنی بود از آل فرعون. ( منتهی الارب ). از خدام فرعون که موسی را اخبار نمود به قصد قصاص فرعون. ( ازحبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 31 ). یک تن از سه تن آل فرعون که پنهانی به موسی ایمان آوردند. ( یادداشت مؤلف ).
شمعان. [ ش َ ] ( اِخ ) مؤمنی بود از آل فرعون. ( منتهی الارب ). از خدام فرعون که موسی را اخبار نمود به قصد قصاص فرعون. ( ازحبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 31 ). یک تن از سه تن آل فرعون که پنهانی به موسی ایمان آوردند. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤ لف: اين معنا به چند طريق از عده اى از صحابه آن حضرت از قبيل جابر، و نواس بن شمعان، و عبد اللّه بن عمر، و ابى هريره نقل شده، و مشهور در اين باب مطلبى است كه در حديث نواس آمده، كه فرمود: (قلب آدميزاد بين دو انگشت از انگشتان رحمان قرار دارد، (بطورى كه يادم مى آيد) شريف رضى حديث را به اين عبارت در كتاب (مجازات النبويه )نقل كرده است.