لغت نامه دهخدا
شمعریز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) آنکه شمعها را بسازد و شمع ریختن مصدر این است. ( آنندراج ). آنکه شمع افروختنی ریزد. شماع. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمع ریختن شود.
شمعریز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) آنکه شمعها را بسازد و شمع ریختن مصدر این است. ( آنندراج ). آنکه شمع افروختنی ریزد. شماع. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمع ریختن شود.
آنکه شمع افروختنی ریزد شماع
💡 شمع ریز امرد که شبها بودم از وی بی قرار خانه خود برده گشتم گرد او پروانه وار
💡 شمع ریز امرد که جان بخشد تن افسرده را زنده سازد قالب او شمع های مرده را
💡 بینی چو جمال شمع ریزان چون شمع ترا به لب رسد جان