لغت نامه دهخدا
شفز. [ ش َ ] ( ع مص ) به کف پا زدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به کف پا زدن کسی را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). به پشت پا زدن. ابوبکر گوید بنظر من عربی خالص نیست. ( از المعرب جوالیقی ص 207 ).
شفز. [ ش َ ] ( ع مص ) به کف پا زدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به کف پا زدن کسی را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). به پشت پا زدن. ابوبکر گوید بنظر من عربی خالص نیست. ( از المعرب جوالیقی ص 207 ).
به کف پا زدن چیزی را به کف پا زدن کسی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیوههای آشپزی او بر سرآشپزهای دیگری همچون مینگو کانگ (رستوران مینگز در سئول) و رنه ردزپی (رستوران نوما در کپنهاگ) تأثیرگذار بودهاست. جیانگ کوان از دوستان اریک ریپر است (او هم بودایی است) که او را به نیویورک تا در یک جلسه خصوصی در رستوران برناردان برای حضار آشپزی کند. برنامهٔ شفز تیبل نتفلیکس در سال ۲۰۱۷ یکی از قسمتهای خود را به او اختصاص داد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به محو شدن در تاریکی، بریتنی: برای ضبط و شفز تیبل اشاره نمود.
💡 برنامهٔ شفز تیبل نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ یکی از قسمتهای خود را به وی اختصاص داد.
💡 او تحصیلات یا آموزش رسمی در زمینهٔ آشپزی ندارد و این هنر را با کارآموزی و دستیاری سرآشپزان دیگر آموختهاست. در فصل سوم برنامهٔ شفز تیبل نتفلیکس یک قسمت به زندگی حرفهای وی اختصاص داده شدهاست.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به شفز تیبل اشاره نمود.