شرق شناس

لغت نامه دهخدا

شرقشناس. [ ش َ ش ِ ] ( نف مرکب ) خاورشناس. مستشرق. آنکه با فرهنگ و تمدن مشرق زمین معرفت داشته باشد. ( یادداشت مؤلف ). دانشمند غربی که به پژوهش در فرهنگ و تمدن خاوریان پردازد. رجوع به خاورشناس و مستشرق شود.

فرهنگ عمید

مستشرق، خاورشناس، کسی که دانا به اوضاع و احوال، زبان ها، و آداب ملل مشرق زمین است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مستشرق خاور شناس.

جمله سازی با شرق شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جمله کتب وی می‌توان به اسلام معاصر، بحران اندیشه سیاسی عربی، مسئله تمدن و ارتباط تمدن‌ها، مسائل سیاسی اسلام معاصر و شرق شناسان آلمان اشاره کرد.

💡 وی بیش از دو دهه یکی از استادان مسلم خاورشناسی و راهنمای دو سه نسل از شرق شناسان اتحاد جماهیر شوروی، و نویسنده مقالاتی بسیار در دائرةالمعارف اسلام و نیزنشریه‌های وزین دوران خود گردید. حاصل سال‌ها مطالعه و پژوهش این محقق ۲۹۵ تألیف بود.

💡 ادیبان و شرق شناسان ایرانی آلپ ار تونقا را همان شخصیت افسانه ای افراسیاب (ارباب توران زمین) در شاهکار شاهنامه می‌دانند، اما این فقط یک تشبیه تمثیلی بوده و اثبات تاریخی ندارد.

💡 اين شرق شناس ضمن اشاره به اوقاف و وجوه بسيارى كه شيعه در راه برگزارىعزادارى حسينى صرف مى كند مى گويد:

💡 50-اين كتاب با اختصارى كه دارد، مشتمل است بر مطالب مهم و اساسى مذهب شيعه،كه مورد توجه بسيارى از دانشمندان اسلامى و شرق شناسان واقع گشته و تاكنون بيشاز ده بار چاپ شده و به فارسى نيز به نام (ريشه شيعه و پايه هاى آن ) و دومينبار به نام (اين است آئين ما) ترجمه گشته است.

💡 رضاءالدین فخرالدین مشهور به نام فخرالدین اوغلو رضاءالدین، (۱۸۵۹-۱۹۳۶ میلادی)، خادم دین، نویسنده تاتار‌ و باشقیر، دانشمند شرق شناس، مفتی و قاضی.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز