شجنی
مترادفها
غمگین، محزون، اندوهگین
متضادها
شاد، خوشحال، مسرور
لغت نامه دهخدا
شجنی. [ ش ِ ] ( اِخ ) محمدبن حسن بن علی بن احمدبن ناصربن عبداﷲبن علی بن احمدبن اسماعیل شجنی ذماری، مورخ، ادیب و شاعر است و در سال 1200 هَ. ق. یا بعد از این سال بدنیا آمد و در سال 1286 هَ. ق. درگذشت. الاقتصار فی التراجم از اوست. ( از معجم المؤلفین ج 9 ص 201 ).
جمله سازی با شجنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذکرت الفاً و دهراً صالحاً فبکت شجواً فها جت شجنی