لغت نامه دهخدا
شترقطار. [ ش ُ ت ُ ق ِ / ق َ ] ( اِ مرکب ) قطارشتر. اشتران بر پی یکدیگر رونده. || ریسمانی که شتران را بدان قطار میکنند. ( ناظم الاطباء ).
شترقطار. [ ش ُ ت ُ ق ِ / ق َ ] ( اِ مرکب ) قطارشتر. اشتران بر پی یکدیگر رونده. || ریسمانی که شتران را بدان قطار میکنند. ( ناظم الاطباء ).
قطار شتر اشتران بر پی یکدیگر رونده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان و هرچه درو هست، بار یک گاو است ترا برای چه باید شتر قطار قطار
💡 چون روی بدین دیار کردی وین هفت شتر قطار کردی