لغت نامه دهخدا
شبیم. [ ش َ ] ( اِ ) گریختن باشد ( ؟ ) ( برهان ). گریز ( ؟ ) ( فرهنگ جهانگیری ):
چون بپیچد چو مارنیزه او
جان دشمن کند گریغشبیم.عنصری.
شبیم. [ ش َ ] ( اِ ) گریختن باشد ( ؟ ) ( برهان ). گریز ( ؟ ) ( فرهنگ جهانگیری ):
چون بپیچد چو مارنیزه او
جان دشمن کند گریغشبیم.عنصری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو ماهی ما شبیم از ما بمگریز که بیمه شب بود دلگیر و تاری
💡 گرچه مائیم مستحق عذاب بسکه روز و شبیم در عصیان