لغت نامه دهخدا
شب افسانه. [ ش َ اَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) افسانه شب. افسانه که برای آمدن خواب در شبها بشنوند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). سخن شب. ( ناظم الاطباء ). قصه که شب هنگام گویند تا شنونده نرم نرم به خواب شود:
تنی چند را از رقبیان راه
ز بهر شب افسانه بنشاند شاه.نظامی.