لغت نامه دهخدا
شاکاری. ( حامص مرکب ) بیگاری. سخره. رجوع به شاکار شود.
شاکاری. ( حامص مرکب ) بیگاری. سخره. رجوع به شاکار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرگئی شاکاریان (ارمنی: Սերգեյ Սլավիկի Շաքարյան) یک نظامی ارمنی و سرهنگ ارتش تدافعی جمهوری آرتساخ بود. او نشان نظامی قهرمان آرتساخ را دریافت کرده بود و یکی از فرماندهان درگیری ناگورنو قرهباغ (۲۰۲۰) بود. وی در درگیری ناگورنو قرهباغ (۲۰۲۰) کشته شد.
💡 شرکت جی ان سی در سال ۱۹۳۵ توسط دیوید شاکاریان در یک فروشگاه کوچک واقع در پیتسبورگ فعالیت خود را آغاز کرد و امروزه دارای ۷٫۳۳۴ شعبه فروش در سراسر جهان میباشد.