شاهد گرفتن

مترادف‌ها

گواه گرفتن، شهادت گرفتن

لغت نامه دهخدا

شاهد گرفتن. [ هَِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) معشوق و محبوب اختیار کردن. || گواه گرفتن. بشهادت طلبیدن. برای اثبات قضیه ای شاهد آوردن.

فرهنگ فارسی

معشوق و محبوب اختیار کردن یا گواه گرفتن.

جمله سازی با شاهد گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حضرت رسول، پس از ابلاغ پيام ولايت، فرمود: (خداوندا!... بر اينان گواه باش كهمن ابلاغ كردم و خيرخواهى نمودم.) اين استشهاد مى رساند كه آن چه را آن روز به مردمرسانده است، مطلب جديد و مهمى بوده كه پيش از آن ابلاغ نكرده بوده است. در معانىديگرمولى، مثل نصرت و يارى و دوستى، نيازى به شاهد گرفتن نيست. پس مقصود امامتبوده است.

💡 8- هم اموال يتميان را حفظ كنيد، هم با شاهد گرفتن و جلوگيرى از اختلافات و تهمت هاى آينده، آبروى خود را حفظ كنيد. (فاشهدواعليهم )

💡 اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور شاهد گرفتن در تمام معاملات است خواه نقدى باشد يانسيه، و به هر حال فقهاى شيعه و اهل سنت - جز گروه اندكى - اين دستور را يك امراستحبابى مى دانند نه وجوبى - در آيه بعد نيز شاهدى بر اين مساله وجود دارد.

💡 در دادگاه‌های حقوقی، وکیل مدافع تلاش می‌کند تا با شاهد گرفتن افراد معتبر، تمام جزئیات مربوط به حادثه تلخ پیش آمده را برای قاضی روشن کند.

💡 برای اثبات مالکیت زمین‌های قدیمی، کشاورزان محلی سعی دارند با شاهد گرفتن پیرمردان روستا، اسناد شفاهی و خاطرات قدیمی را به مدارک رسمی تبدیل کنند.

💡 در معاملات بزرگ تجاری، طرفین قرارداد معمولاً با شاهد گرفتن افراد بی‌طرف، از بروز هرگونه اختلافات احتمالی و سوءتفاهم‌های حقوقی در آینده جلوگیری می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران