لغت نامه دهخدا
شاتی. ( ع ص ) سرد. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ): یوم شات؛ روز سرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شاتی. ( ع ص ) سرد. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ): یوم شات؛ روز سرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
سرد یوم شات روز سرد
شاتی (شهرستان توپ). شاتی ( به لاتین: Shaty ) یک روستا در قرقیزستان است که در شهرستان توپ واقع شده است. شاتی ۱٬۳۱۰ نفر جمعیت دارد و ۱٬۶۵۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخالفان جانشینی ریموند سرانجام توانستند با توطئههایی مانع از جانشینی وی شوند و پادشاهی بالدوین پنجم را به مادر، سیبلا منتقل کرده و اداره حکومت را به او واگذار کنند. سیبلا به علت اینکه زن و مجرد بود نمیتوانست حکومت را اداره کند؛ بنابراین طبق خواسته مخالفان جانشینی ریموند (رینالد شاتیون و جرارد رایدفورت)، تاج و حکومت را به شوهر سابق خود یعنی گی لوزینیان اعطا کرد.
💡 از این رو به دمشق و شام بازنگشت، بلکه عازم موصل شد و آنجا را به محاصره درآورد. وقتی نتوانست آن را از زنگیان بگیرد، به سمت سِنجار رفت و آن را اشغال کرد و به حران بازگشت. در همین سال رینالد شاتیون در دریای سرخ به مسلمانان حمله کرد و صلاحالدین را خشمگین ساخت.