سینه سو
مترادفها
سوگوار، عزادار
فرهنگستان زبان و ادب
{forward} [حمل ونقل دریایی] موقعیت یا محلی در سینۀ شناور یا به طرف آن
جمله سازی با سینه سو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عشق ز بس نالة فیّاض ضعیف است از سینه سوی لب ره دور سفر اوست
💡 چنگ است پلاس پوش پیری سینه سوی کتف از آن برآورد
💡 شاعر بزرگ در این قصیده با استفاده از واژگان بسیار سوزناک، تصویری از یک عاشق سینه سو را ترسیم کرده است که در انتظار وصال محبوب خود میماند.
💡 در آن روزهای سیاه و غمانگیز جنگ، مردم شهر با قلبهایی سینه سو و چشمانی پر از اشک، شاهد ویرانی خانهها و از دست رفتن عزیزان خود بودند.
💡 او با بیان داستانهای تلخ زندگی خود، تصویری از یک انسان سینه سو را ارائه داد که تمام عمر خود را در جستجوی آرامش و معنا سپری کرده بود.