در سینه

فرهنگستان زبان و ادب

{bow door} [حمل ونقل دریایی] نوعی در متحرک در سینۀ کشتی که برای تخلیه و بارگیری کالاهای چرخ دار و وسایل نقلیه از آن استفاده می شود

ویکی واژه

نوعی در متحرک در سینۀ کشتی که برای تخلیه و بارگیری کالاهای چرخ‌دار و وسایل نقلیه از آن استفاده می‌شود.

جمله سازی با در سینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خار خارست من دل شده را در سینه تا فتادم به جهان زان گل رخسار جدا

💡 نفس در سینه تا دزدیده‌ای اندیشه می‌تازد عنانها دارد از خود رفتنت مشکل که در پیچی

💡 مشرف بر دره‌ای صعب العبور در سینه کوه پشمین یک چهار اتاقی وجود دارد که به آن کوشک قینفر می‌گویند. چون آثار آن هنوز موجود است، به خوبی نمایانگر یک آتشکده از دوره ساسانیان است.

💡 (تن در جامه به باده در جام و دل در سینه به نقره در آهن تشبیه شده‌است)

💡 سرم برگرد دل از فیض یادش بسکه می گردد دلم در سینه جویا نقطهٔ پرگار را ماند

💡 چون کوزهٔ فقاعی ز افسردگان عصر در سینه جوش حسرت و در حلق ریسمان