لغت نامه دهخدا
سینه ریش. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )کسی که سینه اش ریش بود. کسی که به بیماری سینه دچاراست. || غمگین. دردمند. ( ناظم الاطباء ).
سینه ریش. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )کسی که سینه اش ریش بود. کسی که به بیماری سینه دچاراست. || غمگین. دردمند. ( ناظم الاطباء ).
آن که دلش از غم و اندوه آزرده باشد، دل ریش.
کسی که سینهاش ریش بود. کسی که به بیماری سینه دچار است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که خواهد زما خون فرزند خویش پیمبر که شد زین عزا، سینه ریش
💡 تا به جگر نشکنی هزار تمنا سینه ریش و دل فگار نیابی
💡 بر آن میبود کرد چارهای پیش که بیرون آردش از سینه ریش
💡 نه رفیقی که ز اخلاق پسندیده او مرهم سینه ریش و دل افگار کنم
💡 سالی ز هزار سال بیش است کز تیغ فراق سینه ریش است
💡 هنوز آن سینه ریشان جگر سوز نکرده در وصال هم شبی روز