سیمک. [ م َ ] ( اِ ) قلاب مانندی که بدان تارهای پنبه ای یا ابریشمی را تاب دهند. ( ناظم الاطباء ). نام یکی از افزار علاقه بندان و آن چوب سرکجی است که کلافه ریسمان و ابریشم بر آن پیچند. ( آنندراج ):
باشد ز خط کلافه ابریشمی ترا
کز نازکیش شعشعه ماه سیمک است.محسن تأثیر ( از آنندراج ).از گل آن کفش نعل ماه نو در آتش است
ماه بر ابریشم آن زلف سیمک میزند.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
قلاب یا چوب سرکج که با آن تارهای ابریشم را تاب می دهند.
قلاب مانندی که بدان تارهای پنبه ای یا ابریشمی را تاب دهند.
اسم: سیمک (پسر) (فارسی)
معنی: از نامهای باستانی، سفید و درخشان
سیمک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان درختنگان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹ نفر ( ۸خانوار ) بوده است.
💡 درویشان (جهرم)، روستایی از توابع بخش سیمکان شهرستان جهرم در استان فارس ایران است.
💡 ده قانون، روستایی از توابع بخش سیمکان شهرستان جهرم در استان فارس ایران است.
💡 اغان روستایی در دهستان پل به پایین بخش سیمکان شهرستان جهرم استان فارس ایران است.
💡 بندروئیه سیمک، یک آبادی از توابع بخش مرکزی، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
💡 پل به پائین، دهستانی است از توابع بخش سیمکان شهرستان جهرم در استان فارس ایران.
💡 آب موکو روستایی در دهستان پل به پایین بخش سیمکان شهرستان جهرم استان فارس ایران است.