سیماب چشم

لغت نامه دهخدا

سیماب چشم. [ ب ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از اشک چشم. ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
گوش من بایستی از سیماب چشم انباشته
تا فراق نازنینان را خبر نشنودمی.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 442 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از اشک چشم

جمله سازی با سیماب چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوش من بایستی از سیماب چشم انباشته تا فراق نازنینان را خبر نشنودمی

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز