«سیمپالا» واژهای مرکب در زبان فارسی است که از دو جزء «سیم» به معنای نقره و «پالا» به معنای پالایش و تصفیه تشکیل شده است و در متون لغوی چند معنا برای آن ذکر شده است. یکی از معانی این واژه به «بوته» یا ظرفی اشاره دارد که در آن فلزات، بهویژه نقره، ذوب و تصفیه میشوند. در این کاربرد، سیمپالا میتواند به محل یا ابزار پالایش نقره اشاره داشته باشد که زرگران و فلزکاران برای پاکسازی فلز از ناخالصیها از آن استفاده میکردند. در برخی منابع نیز این واژه به «چاهک» یا محل ویژهای گفته شده که در آن عمل پالایش و ذوب نقره انجام میگرفته است. از سوی دیگر، سیمپالا گاهی به عنوان نام شخص یا حرفه نیز به کار رفته و به فردی اطلاق میشود که کار او تصفیه، ذوب یا آمادهسازی نقره برای ساخت سکه یا اشیای نقرهای است. چنین فردی در زبان قدیم گاه «سبّاک» نیز نامیده میشد که به معنی ذوبکننده فلز است. این اصطلاح در گذشته در میان زرگران و صنعتگران فلزات گرانبها کاربرد داشته است. بنابراین سیمپالا میتواند هم به ابزار یا محل پالایش نقره و هم به شخصی که این کار را انجام میدهد اشاره کند. وجود این دو معنا نشان میدهد که واژه هم جنبه فنی و هم جنبه شغلی داشته است. در فرهنگهای لغت فارسی مانند لغتنامه دهخدا و برخی منابع دیگر این معانی ذکر شدهاند.
سیم پالا
لغت نامه دهخدا
سیم پالا. ( اِ مرکب ) بوته. ( ناظم الاطباء ). گاه، چاهک سیم پالایان باشد. ( صحاح الفرس ). || ( نف مرکب ) آنکه تصفیه نقره کند. ( یادداشت بخط مؤلف ). کسی که نقره را ذوب میکند و سکه مینماید. ( ناظم الاطباء ). سباک. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
بوته گاه چاهک سیم پالایان باشد.
جمله سازی با سیم پالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دم باد خزان زرگر شود کان به که در سیم پالای تو باد