لغت نامه دهخدا
سیم سوخته. [ م ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نقره سوخته را گویند همچو مس سوخته و آهن سوخته و مانند آن. || کنایه از نقره پاک و خالص و نرم. ( برهان ).
سیم سوخته. [ م ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نقره سوخته را گویند همچو مس سوخته و آهن سوخته و مانند آن. || کنایه از نقره پاک و خالص و نرم. ( برهان ).
نقره سوخته را گویند همچو مس سوخته و آهن سوخته و مانند آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد ز آتش حسد دل و جان حسود او چون زر و سیم سوخته و کاسته بکاه