سیم بندی
مترادفها
سیمکشی
لغت نامه دهخدا
سیم بندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) نوعی ازچراغان و آن چنان باشد که شمعها را به تار آهنی بسته روشن کنند و شبها چنان نماید که گویا شمعهای روشن در هوا معلقند، زیرا که آهن شبها بنظر نمی آید پس سیم در اینجا به معنی تار باشد. ( آنندراج ). یک قسم جشن که در آن چراغان میکنند. ( ناظم الاطباء ):
زمین در رقص شادی همچو فانوس
هوا از سیم بندی دام طاووس.سعید اشرف ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از چراغان و آن چنان باشد که شمعها را بتار آهنی بسته روشن کنند.
جمله سازی با سیم بندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تابلو برق یک محفظه برای نصب و سیم بندی تجهیزات الکتریکی یا الکترونیکی است که کلیدها و قطعات کنترلی و حفاظتی و لوازم نمایشگر (ولتاژ، جریان، فرکانس، توان، کسینوس فی و …) روی آن نصب میشوند. همچنین تابلوهای برق جهت جلوگیری از وارد شدن شوک الکتریکی به کاربرانِ تجهیزات و حفاظت تجهیزات در برابر عوامل محیطی استفاده میشوند.
💡 مهندس برق برای جلوگیری از وقوع حوادث ناگوار در ساختمان جدید، دستور اجرای دقیق و استاندارد سیم بندی تمام بخشهای اصلی و فرعی بنا را صادر کرد.
💡 در پروژههای ساختمانی بزرگ، سیم بندی صحیح و رعایت استانداردهای ایمنی میتواند از بروز آتشسوزیهای ناگهانی و آسیب به تجهیزات برقی گرانقیمت جلوگیری کند.
💡 تکنسین مربوطه پس از بررسی دقیق نقشههای الکتریکی، کار سیم بندی تابلوهای اصلی برق را با دقت بسیار بالا و مطابق با اصول مهندسی آغاز نمود.