لغت نامه دهخدا
سیردر. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چاپلن بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. دارای 416 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سیردر. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چاپلن بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. دارای 416 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان چاپلن بخش الیگودرز شهرستان بروجرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز جان کردم حقیقت سیردر خویش حقیقت جان بود از جشم درویش