سیاه شیر

لغت نامه دهخدا

سیاه شیر. ( اِخ ) دهی است از دهستان بهمئی گرم سیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 250 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، پشم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. ساکنین از طایفه بهمئی هستند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بهمئی گرم سیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان

جمله سازی با سیاه شیر

💡 رحمت‌آباد سیاه شیر روستایی در دهستان چشمه زیارت بخش مرکزی شهرستان زاهدان استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 سیاه رو به گردد، شها، ز هیبت تو سیاه شیر علاماتشان میان سپاه

💡 چهار مسیر شناخته شده در شمال و جنوب و شرق و غرب کوه برای دسترسی به دژ سفید وجود دارد. مسیر جنوبی و شرقی پیاده رو هستند. راه جنوبی سیاه شیر نام دارد و اکنون مسدود است. راه شرقی زرین کلاه نام دارد و سر راه شیراز قرار دارد. راه غربی یا شترخواب سواره‌روست و در کنار نورآباد قرار گرفته‌است. راه شمالی که آن را گلستان می‌نامند از فهلیان می‌گذرد و آنهم مسیری سواره‌رو است.

💡 چشم سیهت که بی نظیرست آهوی سیاه شیر گیرست

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز