سپر فکندن

لغت نامه دهخدا

سپر فکندن. [ س ِ پ َ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تسلیم شدن:
ما کز تو چنین سپر فکندیم
گر عفو کنی نیازمندیم.نظامی.

فرهنگ فارسی

تسلیم شدن

جمله سازی با سپر فکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپر فکندن من گرد من حصار بس است به این سلاح چه پروای تیغ زن دارم

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز