سپر باز

لغت نامه دهخدا

سپرباز. [ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) شجاع. دلیر. جنگجو: جوانی ببدرقه همراه ما شد سپرباز چرخ انداز. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

شجاع دلیر جنگجو

جمله سازی با سپر باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنان بر سپر باز چسبید سخت برون رفت شد نیزه‌اش لخت لخت

💡 پیش مادر آن پسر را بر سپر باز آوردند در خون جگر

💡 یکی نیزه بر دست و خنجر به چنگ سپر باز پشت و کمر بسته تنگ

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
دوئیت یعنی چه؟
دوئیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز