سوق الجیش
مترادفها
لشکرکشی، حرکت سپاه
فرهنگ معین
(سَ قُ لْ جَ ) [ ع. ] (اِمص. )لشکر - کشی، استراتژی.
فرهنگ عمید
۱. لشکر کشی.
۲. (نظامی ) استراتژی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لشکرکشی استراتژی. یاسوق لبجیشی. ( صفت ) منسوب به سوق الجیش.
ویکی واژه
لشکر - کشی، استراتژی.
جمله سازی با سوق الجیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از نظر انگلیسیها سیستان ارزش فراوان و سوق الجیشی داشت و تصرف آن از اقدامات مقدماتی مهمی بود که سدی برای پیشروی همهجانبه به سوی هند و یا حمله به افغانستان بشمار میآمد.
💡 یکی از سیاستهای اسکندر برای ویران کردن ایران، ساخت شهرهایی در مناطق سوق الجیشی به نام اسکندریه بود یکی از این اسکندریهها در سیستان بود. نظام برده داری و فئودالی سلوکیان ایجاب میکرد که آنان در منطقه آبادی چون سیستان، شهرها و آبادیهای زیادی بسازند.
💡 √ ساردوئیه به سبب موقعیت سوق الجیشی و استراتژیک خود یکی از مهم ترین بخش های استان کرمان بشمار میرود.
💡 در تاریخ اسلام، فرمان سوق الجیش از سوی خلیفه صادر شد تا نیروهای نظامی برای مقابله با دشمنان در مرزهای شرقی کشور آماده شوند.
💡 استراتژیستهای نظامی قدیم با دقت بسیار زیادی مراحل سوق الجیش را طراحی میکردند تا از غافلگیری دشمن و حفظ جان سربازان در میدان جنگ جلوگیری کنند.
💡 تحلیل وقایع تاریخی نشان میدهد که سرعت و دقت در عملیات سوق الجیش، نقش تعیینکنندهای در پیروزی ارتشهای بزرگ در نبردهای دوران باستان داشته است.