سوداناک

لغت نامه دهخدا

سوداناک. [ س َ / سُو ]( ص مرکب ) توهم انگیز. آشفته کننده. شگفت:
گفت سوداناک خوابی دیده ام
در دل شب آفتابی دیده ام.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. صاحب سودا.
۲. دارای هوا و هوس، آمیخته به هواوهوس.

فرهنگ فارسی

توهم انگیز آشفته کننده

جمله سازی با سوداناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت سوداناک خوابی دیده‌ام در دل خود آفتابی دیده‌ام

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز