سهوم

لغت نامه دهخدا

سهوم. [ س َ ] ( ع اِ ) عقاب. ( منتهی الارب ).
سهوم. [ س ُ ] ( ع مص ) متغیر روی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گونه روی بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || لاغر شدن. || ترشرویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با سهوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر فطیری در تنوری بستم آن دوران گذشت چرخ از آن سهوم برون آورد چون موی از خمیر

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز