لغت نامه دهخدا
سه سو. [ س ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مثلث. ( التفیهم ) ( دانشنامه علایی ): و برگ او [ برگ نبات سقمونیا] سه سو است همچون برگ لبلاب. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
سه سو. [ س ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مثلث. ( التفیهم ) ( دانشنامه علایی ): و برگ او [ برگ نبات سقمونیا] سه سو است همچون برگ لبلاب. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
مثلث
سه سو یکی از ۸۸ صورت فلکی امروزی و ۴۸ صورت فلکی بطلمیوس که شامل سه ستاره نورانی در نیم کره شمالی است.
سه ستارهٔ این پیکر آسمانی جمع وجور و رنگ پریده هستند.
• ان جی سی ۵۹۵
• ان جی سی ۶۰۴
• مسیه ۳۳
سه سو (صورت فلکی)
رجوع شود به:مثلث (اخترشناسی)
💡 رقعه همچون قطب، وز شش چار و دو بر کعبتین از سه سو پروین و نعش و فرقدان انگیخته
💡 اوخا بر روی باریکهای از خشکی واقع شده و آب هر سه سوی آن را فرا گرفتهاست.
💡 ایوان واسطه ایست و این واسطه بودن از لحاظ شکلی در فرم دوگانه آن (از سه سو بسته و از یک سو باز و…) به تمامی نمود یافتهاست. در دید از بیرون به درون میتوان ایوان را از آنجایی که معمولاً ارتفاعی بلندتر از سایر نقاط در نما دارد و زودتر به چشم میآید همانا معرفیکننده و پیشانی نماست.
💡 که ز درس و کتاب و دارو هست از سه سو دین و جان و تن را سور