سنگین اسلحه
مترادفها
سلاح سنگین
فرهنگ عمید
سربازانی که سلاح های سنگین دارند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) سرباز یا واحدی نظامی که مسلح به سلاحهای گران و ثقیل است مقابل سبک اسلحه.
جمله سازی با سنگین اسلحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بخش سوم و پایانی کتاب درباره عصر ساسانی میخوانیم که این عصر پیشرفتهای عظیم در زمینههای معماری، علم، هنر و امور نظامی به ویژه بهبود سواره نظام سنگین اسلحه رخ داده است. دین امپراتوری آیین زرتشتی بود گرچه در امپراتوری جماعات بزرگی از دیگر مذاهب نیز وجود داشت.
💡 ۱- از پادگان تهران: فوج پیاده پهلوی، فوج پیاده احمدی و گردان آتشبار و توپخانه و هنگ سوار سنگین اسلحه
💡 در مسیر بازگشت و در نزدیکی مرنگا، سپاه روم با ارتش ایران به فرماندهی مهران مواجه میشود که شامل دستههایی از سواران سنگین اسلحه و فیلهای جنگی بود.
💡 الف: گروهی که تفنگهای فتیلهای به همراه داشتند که در حقیقت سلاح سازمانی آنها بود که به آنها سنگین اسلحه یا جزایرچی گفته میشد.