لغت نامه دهخدا
سنگ بالش. [ س َ گ ِ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که بجای بالین در زیر سر گذاشته بخواب روند. ( آنندراج ):
بیا تا درین شیوه چالش کنیم
سر خصم را سنگ بالش کنیم.سعدی.
سنگ بالش. [ س َ گ ِ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که بجای بالین در زیر سر گذاشته بخواب روند. ( آنندراج ):
بیا تا درین شیوه چالش کنیم
سر خصم را سنگ بالش کنیم.سعدی.
سنگی که بجای بالین در زیر سر گذاشته بخواب روند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه ای عزیزتر از آفتاب عالمتاب ز سنگ بالش و از خاک تیره بستر کن
💡 در کنجِ خویش ساکن بنشین و همچو مردان از خاک کعبه فرشی وز سنگ بالشی کن