سندان شکستن

لغت نامه دهخدا

سندان شکستن. [ س ِ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) خرد کردن سندان. بقطعات کردن سندان.
- سندان بمشت شکستن؛ خرد کردن سندان بزخم و ضرب مشت و آن کنایه از کار ناممکن است:
بخردان مفرمای کار درشت
که سندان نشاید شکستن بمشت.سعدی.رجوع به سندان شکستن شود.

فرهنگ فارسی

خرد کردن سندان. بقطعات کردن سندان

جمله سازی با سندان شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگارا چند ازین پیمان شکستن ز پیشانی دل سندان شکستن

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز