مبردات

مترادف‌ها

سوهان‌ها

لغت نامه دهخدا

مبردات. [ م ُ ب َرْ رِ ] ( ع ص، اِ ) سرد کنندگان. ( غیاث ) ( آنندراج ). ج ِ مبرد. ادویه سرد که به مزاج سردی بخشد. ( غیاث ) ( آنندراج ). چیزهایی سرد که بدن را خنک کند و حرارت را فرونشاند. ( ناظم الاطباء ). غذاها و دواها که طبع و مزاج را سردی بخشد و حرارت بنشاند. ( یادداشت دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مبرده. ۱ - سرد کننده ها. ۲ - ادوی. سرد که بمزاج سردی بخشند.

جمله سازی با مبردات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهندسان برای حفظ دمای قطعات حساس در فرآیند تولید، از انواع مبردات پیشرفته و مواد شیمیایی مخصوص برای خنک‌سازی سیستم‌های صنعتی استفاده می‌کنند.

💡 استفاده از مبردات استاندارد و سازگار با محیط زیست در سیستم‌های تهویه مطبوع، از اولویت‌های اصلی شرکت‌های بزرگ تولیدکننده لوازم خانگی به شمار می‌رود.

💡 در حین تعمیر دستگاه‌های یخچال صنعتی، تکنسین‌ها باید دقت زیادی در برخورد با مبردات مختلف و جلوگیری از نشت آن‌ها به کار ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران