لغت نامه دهخدا
سموره. [ س َ رَ / رِ ] ( اِ ) سمور:
چون برون جست لوز از سوراخ
شد سموره بنزد او گستاخ.عنصری.
سموره. [ س َ رَ / رِ ] ( اِ ) سمور:
چون برون جست لوز از سوراخ
شد سموره بنزد او گستاخ.عنصری.
سمور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدن قاقم وسوسنه یا سموره یا یاسَمنِ وَلگهْ که دارْنهْ بوره