سمنستان

لغت نامه دهخدا

سمنستان. [ س َ م َ ن ِ / س َ م َ س ِ] ( اِ مرکب ) باغ یاسمن. ( ناظم الاطباء ):
سمنستان ترا پربنفشه کرد رواست
بنفشه کشت و گلی خوشتر از بنفشه مخواه.فرخی.تا درسمنستان نتوان یافتن سمن
چون باد مهرگان ببزد بر سمنستان.فرخی.باد از سمنستان بتک آید بطلایه
تا حرب کند با سپه ابر نفایه.منوچهری.

جمله سازی با سمنستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا در سمنستان نتوان یافتن سمن چون بادمهرگان بوزد بر سمنستان

💡 باد از سمنستان به تک آمد به طلایه تا حرب کند با سپه ابر نفایه

💡 بهار هند ز بارنده تیغ تو بشکفت ز استخوان سمنستان شد و ز خون گلزار

💡 سمنستان ترا پر بنفشه کردو رواست بنفشه کشت و گلی خوشتر از نبفشه مخواه

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز