سمامه

لغت نامه دهخدا

( سمامة ) سمامة. [ س َ م َ ] ( ع اِ ) کالبد مردم. || شتر ماده سریع. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نوعی از مرغان. فراستوک کوهی. ( دهار ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرغی است از سار مهتر و از کبوتر کهتر. ( مهذب الاسماء ). || شکوفه خرما. || دائره ای است مستحب در گردن اسب. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). دائره ای است در وسط گردن شتر که نیکو و خوش آیند باشد. ( از صبح الاعشی ج 2 ). || رایت. || نشان خانه خراب و ویران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کالبد مردم. یا شتر ماده سریع

جمله سازی با سمامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای آنکه از سمامه و خورشیدی از جود و خلق شکری و قندی

💡 پوشیده اطلس از براکسون سمامه ام آن اطلسی که آتشی ازرنک خون ماست

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز