سماح
مترادفها
بخشنده، آمرزنده
متضادها
بخیل، خسیس، کینهتوز
لغت نامه دهخدا
سماح. [ س َ / س ِ] ( ع مص ) جوانمرد گردیدن. ( دهار ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). سخاوت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بخشیدن. ( غیاث ) ( منتهی الارب ). جوانمردی کردن. ( آنندراج ). || ( اِمص ) جوانمردی. ( دهار ). بخشش:
اگرهمیدون بحر مکارمی نه عجب
که خطهای کف تو است جویهای سماح.مسعودسعد.تا بگفته مصطفی شاه شجاع
السماح یا اولی النعما ریاح.مسعودسعد.|| ( ص ) زن جوانمرد. ( آنندراج ). || ( اِ ) نوعی از خانهای چرمین. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
جوانمرد گردیدن. سخاوت کردن
فرهنگ اسم ها
اسم: سماح (دختر) (عربی) (تلفظ: samāh) (فارسی: سَماح) (انگلیسی: samah)
معنی: بخشندگی، سخاوت، مهربانی، آزادمنشی، بزرگ منشی، گذشت، بردباری، تسامح، بخشش
جمله سازی با سماح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر همیدون بحر مکارمی نه عجب که خط های کف تست جویهای سماح
💡 سامانه سماح که مخفف عبارت «ساماندهی مشتاقان ایام حضور در اعتاب مقدسه» است توسط سازمان حج و زیارت با هدف دریافت روادید عراق جهت زائران مراسم اربعین شیعیان در شهر کربلا راه اندازی شدهاست.
💡 ای که اندر شرب می ما را ملامت میکنی شرب می از رشد باشد زان کزو گیرد سماح
💡 مهرش با جان قربن روحش در تن روان مکان بذل و نوال معدن جود و سماح
💡 در متون ادبی کهن، شخصیتهای سماح معمولاً به عنوان افرادی توصیف میشوند که با بخشندگی و گذشت فراوان، از اشتباهات دیگران چشمپوشی میکنند و صلح میجویند.
💡 او با وجود تمام سختیهایی که در مسیر زندگی با آنها روبرو شد، همواره فردی سماح و مهربان باقی ماند و از انتقامجویی دوری میکرد.
💡 صفات اخلاقی همچون سخاوت و رفتار سماح در میان جوامع انسانی، عاملی کلیدی برای ایجاد همدلی و تقویت پیوندهای اجتماعی در میان افراد مختلف محسوب میشود.