سم شناس
مترادفها
سمی، زهناک
لغت نامه دهخدا
سم شناس. [ س َ ش ِ ] ( نف مرکب ) سم شناسنده. آنکه انواع سموم را شناسد. زهرشناس. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه انواع سموم را شناسد زهر شناس.
جمله سازی با سم شناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رابرت لی متکالف (۱۳ نوامبر ۱۹۱۶–۱۱ نوامبر ۱۹۹۸) یک حشرهشناس آمریکایی، سم شناس محیطی و بومشناس شیمیایی حشرات بود. متکالف به خاطر دستیابی به آفت کش بیضرر مورد توجه قرار گرفت.