سلوکی

لغت نامه دهخدا

سلوکی. [ س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به سلوکوس است. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

منسوب بسلوکی است

جمله سازی با سلوکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قرن دوم پیش از میلاد، شاهنشاهی اشکانی، استان‌های شرقی امپراتوری سلوکی را تسخیر کردند. این استان‌ها شامل سلوکیه و اوپی هم بود. هر دو این شهرها به‌طور گسترده تحت شعاع پایتخت جدید پارتی (تیسفون) در بین سلوکیه و اوپی قرار گرفتند.

💡 در آن قربت که بودش حدّ و امکان سلوکی کرد و خود را کرد پنهان

💡 توان سلوکیان پس از شکست آنتیوخوس سوم از رومیان در نبرد ماگنزیا رو به کاهش نهاد و در واقع قدرت سلوکی و به ویژه ارتش سلوکی را در هم شکست.

💡 گر نه راه تو به پای خم و سر بر کف ساقی چه سلوکی چه وقوفی چه مقیمی چه مقامی

💡 بنا بر دانشنامه ایرانیکا در سال ۱۴۰ پیش از میلاد دیمتریوس دوم سلوکی به قوای مهرداد یکم اشکانی حمله می‌کند ولی شکست خورده و اسیر می‌گردد.

💡 داری سلوکی بس عجب در حالت وجد و طرب در یک نفس طی می‌کنی از مبتدا تا منتها

💡 در مسیرهای سلوکی و عرفانی، سالک باید تمام تعلقات دنیوی را پشت سر گذاشته و با تمرکز کامل بر ذات حق، به مرحله‌ای از خودشناسی عمیق برسد.

💡 تجربه‌های سلوکی در مکاتب مختلف صوفیه نشان می‌دهد که ریاضت و مجاهده با نفس، پیش‌شرط‌های اصلی برای رسیدن به آرامش درونی و درک حقایق هستی می‌باشند.

💡 هر فردی که در جستجوی راه سلوکی است، باید بداند که این مسیر طولانی و دشوار، نیازمند صبر بسیار زیاد، استقامت در برابر وسوسه‌ها و همراهی مخلص است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران