سلافه

لغت نامه دهخدا

( سلافة ) سلافة. [ س ُ ف َ ] ( ع اِ ) می. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). شراب شیرین. ( ابن بیطار ). || هرچه فشارده شود. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به سلاف شود.

فرهنگ فارسی

می. شراب. شیرین

جمله سازی با سلافه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر بانو، شهر بانويه، (30) سلافه، (31) غزاله، (32) سلامه، (33)خولد (34) برده، (35)، جهان نويه (36) شهرناز (37)جهان شاه (38) حرار(39) خلوه (40) ام سلمه (41) فاطمه (42) و مريم. (43).

💡 دشمن گفت: فرصت خوبى است، سر عاصم را بريده و پيش سلافه برده صاحب صدشتر باشيم، چون خواستند سر او را قطع كنند، به قدرى زنبور اطراف جسد جمع شدهبود كه نزديك شدن به آن غير ممكن بود گفتند: صبر كنيد، شب زنبوران مى روند، سرشرا قطع مى كنيم ولى خدا نخواست، كاسه سر يك موحد، كاسه شراب يك زن مشركباشد، لذا شب سيل آمد و جسد پاك عاصم را برد.

💡 مرثد و عاصم و خالد گفتند: به خدا قسم عهد مشركراقبول نداريم، آن ها آن قدر جنگيدند كه شهيد شدند ولى سه نفر ديگر اسير گرديدندزنى از مشركان به نام سلافه دختر سعد كه دو پسرش در حد به دست عاصمكشته شده بودند، نذر كرده بود كه اگر سر عاصم را پيش او بياورند در كاسه سرششراب بنوشد و به آورند صد تا شتر پاداش بدهد.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز