سلاحه

لغت نامه دهخدا

( سلاحة ) سلاحة. [ س ُ ح َ ] ( ع اِ ) کمیز بز کوهی که در سنگلاخها منجمد شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کمیز بزکوهی که بر سنگ ریخته و سیاه شده باشد و آن را از روی سنگ تراشیده مانند داروها خصوصاً در جذام بکار برند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به الفاظ الادویه و تحفه حکیم مؤمن و فهرست مخزن الادویه و رجوع به سلاحه شود.
سلاحه. [ س َ ح َ ] ( ع اِ ) شاش بز کوهی را گویند که بر سنگ کرده باشد و بر سنگ سیاه شده و آن را تراشند و در دوایی بکار برند خصوص جذام را نافع است و ظاهراً با لغت سابق سلاجت تصحیف خوانی شده باشد اﷲ اعلم. ( برهان ). رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

کمیز بز کوهی که در سنگلاخها منجمد شود.

جمله سازی با سلاحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خداى سبحان در جنگ با دشمن بيرونى به ما فرمود: هر چه در توان داريد براىرويارويى با دشمن سلاح فراهم سازيد و نيروى رزمى بسيج كنيد؛ وأ عدّوا لهم مااستطعتم من قوّة (409). در جنگ درونى نيز مى فرمايند: بايد خاشع ودل شكسته شويد تا بتوانيد بار سنگين نماز را بردوش كشيد و همانند زمينى كه باخشوع خود مى تواند باران طبيعى را از آسمان مُلك جذب كند و در نتيجه، سرسبز و خرّمشود، شما نيز با خشوع درونى و با سلاح دعا:الدعاء سلاح المؤ من(410) و بكاء:و سلاحه البكاء(411) و با سرمايه اميد ورجا:ارحم من رأ س ماله الرجاء(412) كه همه آن در نماز جمع است، مىتوانيد از نماز كمك گيريد تا باران رحمت و مغفرت را از آسمان ملكوت، به زمينه تشنهخود سرازير كنيد.

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز