لغت نامه دهخدا
سقیا. [ س ُق ْ ] ( ع اِ ) آبخور. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58 ) ( مجمل اللغة ). نوبت آب. ( مهذب الاسماء ). اسم است سقی یا اسقاء را. ( منتهی الارب ).
سقیا. [ س ُق ْ ] ( ع اِ ) آبخور. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58 ) ( مجمل اللغة ). نوبت آب. ( مهذب الاسماء ). اسم است سقی یا اسقاء را. ( منتهی الارب ).
آبخور نوبت آب است است سقی ای اسقائ را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و سقیا ثم سقیا ثم سقیا لجود بعد جود بعد جود